شاید عجیب به نظر برسد ولی روحیه شهادتطلبی و تمنای قتل فی سبیلالله که بارها و بارها توسط سیدالشهدای انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدسالله نفس الزکیه) مطرح میشد، نسبت وثیقی با ساخت تمدنی دارد که جمهوری اسلامی در پِی ساختن آن بوده و هست. مراجعه به آرا و دیدگاههای رهبر کبیر انقلاب و پس از ایشان رهبر شهیدمان و دیگر متفکران برجسته اسلامی، نشان میدهد چه ارتباط ارگانیکی بین این دو مفهوم وجود دارد و فهم نسبت میان آن دو، تا چه میزان مسیر رسیدن به چنین تمدنی را هموار میکند.
فیالمثل شهید سیدمحمدباقر صدر از متفکرین برجسته معاصر در تبیین لازمههای ساخت تمدن اسلامی از تربیتی سخن میگوید که عالیترین نوع آن را فقط و فقط در تمنای شهادت و روحیه استشهادی میتوان یافت. شهید صدر مینویسد: «در مراحل گوناگون تمدن بشری و در همه دورههای زندگی آدمی، مردم منافع بسیاری داشتهاند که برای دستیابی به آن، باید به میزان توانشان میکوشیدهاند. این منافع، گوناگون بوده و شیوه دستیابی به آنها در هر دورهای تفاوت داشته است. اما در هر صورت میتوان همه آنها را به دو دسته تقسیم کرد.
نخست: منافعی که دستاوردهای مادی آن نصیب فردی میشود که بدستآوردن آن منفعت، به کار و تلاش او بستگی داشته است.
دوم: منافعی که یا دستاوردهای آن به شخصی میرسد که خود مستقیماً برای دستیابی آن منفعت تلاش نکرده است یا آنکه سود آن به گروهی میرسد که یکی از اعضای آن گروه برای دستیابی به منفعت کوشیده است. هر کاری که هدفی بزرگتر از وجود انجامدهنده آن دارد در دسته دوم قرار میگیرد؛ زیرا معمولاً اهداف بزرگ، با در کنار هم قرار گرفتن مجموعهای از کار و تلاش در یک گستره زمانی طولانی، محقق میشود.
معمولاً در منافع دسته نخست، انگیزه شخصی، به تنهایی تلاش فرد برای دستیابی به آن منفعت را تضمین میکند؛ زیرا از آنجا که انجامدهنده کار، خود مستقیماً از منفعت آن استفاده میکند، طبیعی است که قصد انجام آن کار و انگیزه کافی برای آن در او به وجود بیاید.
ولی در منافع دسته دوم، انگیزه شخصی به تنهایی نمیتواند تضمین لازم را برای دستیابی به این منافع ایجاد کند؛ زیرا در اینجا منافع فقط از آنِ انجامدهنده کار نخواهد بود و چه بسا سهم او از تلاش و سختی بسیار بیشتر از بهرهای باشد که از آن منفعت بزرگ به او میرسد. از اینجاست که آدمی به تربیتی نیاز پیدا میکند که به او دگرگرایی بدهد و فراتر رفتن از لذات شخصی در انگیزه را در او به وجود آورد؛ یعنی او را برای کوشش در راه دیگران و در راه اجتماع تربیت کند؛ به دیگر سخن، او را به گونهای تربیت کند که بتواند برای هدفی بزرگتر از خود و منافع مادی شخصی انجام دهد تا توانایی ثمربخشی و از خودگذشتگی داشته باشد و نیت دگرگرای خالص در او ایجاد شود».
این «دگرگرایی» که شهید صدر اعتقاد دارد برای به ثمر نشستن در مسیر تمدنسازی باید به خالصترین شکل خودش عیان شود را در تعابیر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه) میتوان تنها در ایثار، شهادتطلبی و فرهنگ شهادت جستوجو کرد. رهبر شهید انقلاب با بیان اینکه «اولین موضعگیری شهید»، «ندیدن و به حساب نیاوردن خود است»، روحِ درگرگرایانه شهید را برجسته کرده و در همین خصوص میفرمایند: «فرهنگ شهادت یعنی فرهنگ تلاش کردن با سرمایهگذاری از خود برای اهداف بلندمدت مشترک بین همه مردم؛ که البته در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملت ایران هم نیست، برای دنیای اسلام بلکه برای جهان بشریت است». (۲۷/۱۱/۹۳)
رهبر شهید انقلاب در بیان دیگری در همین خصوص میفرمایند: «شهادت بدین معنا است که یک انسان برترین و محبوبترین سرمایه دنیوی خویش را نثار آرمانی سازد که معتقد است زنده ماندن و بارور شدن آن، به سود بشریت است». (۱۵/۰۹/۸۱) این گذر از منفعت شخصی به سود بشری همان نکتهای است که هر شهید با تجارت آن با هستی و جان خود، حرکت به سمت تمدن اسلامی را تضمین و ضمانت میکند.
۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۶
کد مطلب: ۱۱۳۴۱۷۴
شاید عجیب به نظر برسد ولی روحیه شهادتطلبی و تمنای قتل فی سبیلالله که بارها و بارها توسط سیدالشهدای انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدسالله نفس الزکیه) مطرح میشد.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما